پایگاه مجازی شعر و ترانه
پایگاه مجازی شعر و ترانه
استفاده از کد بنر

شعر ایران

استفاده از کد بنر



به روز رسانی بعدی آثار
دوشنبه 28مهرماه
ساعت 20:00
 
 
 
  10  
شنبه دهم آبان 1393 ساعت 2:20 ب ظ
آمار
تعداد وبلاگ ها : 7
تعداد پست ها : 1628
تعداد نظرات : 28902
کاربران مرد : 432
کاربران زن : 166
تعداد کاربران : 598
تعداد کل مشاهدات : 996560
تعداد مشاهدات ماه گذشته : 155384
تعداد مشاهدات هفته گذشته : 35427
تعداد مشاهدات روز گذشته : 4509
تعداد مشاهدات امروز : 2144

کاربران آنلاین : -
میهمانان آنلاین : -


پر بازدید ترین کشورها

: 32 %
: 31 %
: 20 %
: 2 %

بیشترین مروگرهای استفاده شده

Firefox 26.0 : 13 %
Firefox 25.0 : 9 %
Chrome 31.0.1650.63 : 6 %
IE 8.0 : 5 %

بیشترین سیستم عامل استفاده شده

Windows 7 : 49 %
Windows XP : 22 %
Windows 8 : 8 %
iOS 7 : 3 %
دانلود

برای دانلود، کلیک کنید
برای دانلود آخرین ورژن مرورگر گوگل کروم کلیک کنید

یکشنبه بیست و ششم آذر 1391 ساعت 10:1 ب ظ توسط : محمد رضا حاج رستمبگلو
  آنقدر دلتنگ این یار وامنده به حبس شده ام که در تمام این  ...

آنقدر دلتنگ این یار وامنده به حبس شده ام که در تمام این سالها برای هیچ کس نشده ام . این شد که سرخود دلم خواست رستم و سهراب به روایت مترسک را منتشر کنم ..

اگر کلامی به تصورتان ادبی نیست خطا کرده اید .امیدوارم از این کار لذت ببرید و برای آزادی اش دعا کنید (مهدی اکبری صفا)

دانلود فایل صوتی باصدای شاعر

من که به احتمال نود درصد در سال جاری و غزل فعلی از جوجه های آخر پائیزم
ده درصد از دقیقی طوسی را روی دو بخش واپس فردوسی از یک ده و دو باغ و سه جالیزم


ده را شریک خان و خوانین ام، از هر دو باغ فاجعه می چینم جالیز را مترسکم و باید
خیلی کلاغ و زاغ بترسانم، خیلی سیاه بخت تر از اینم پایم به خاک رفته که برخیزم


پاگفتم و نگفته نماند... "پا" ، یک شاخه ی تکیده گیلاس است یکپاتر از لجاجت فرهادم
"پا" شاخه ی دریده مرا رخت است، یک کاملن دریده ی تنبانم یک پاچه پاره ی هوس انگیزم


آنقدر که متر زنکان از پشت و زن مترسکان دو سه تا از پیش نی می زنند دور و برم با حرص،
ور می زنند پشت و پسم با غیظ، هن می کشند پشت قدم هایم،کل می کشند دور و بر چیزم


از باده شرطه پیرهنم چاک است،در چرت باده ام نفسم پاک است با این که زنده ام کفنم خاک است

روحم بکارت زن ضحّاک است، رقّّاص کافه خانه ی تریاک است،شب زنده دار و شب زی و شب خیزم


حالا مترسکیدنم ارزانی، من راچه به ثواب و مسلمانی وقتی به احتمال نود درصد
پایان شاهنامه تراژیک است! پس جوجه هم شمرده نخواهد شد!؟لعنت به سر نوشت غم انگیزم


از شاهنامه گفتم و می گفتم از نسل آهنامه ی بی شاهم در قبر هم رسیده ی در راهم
وقتی که روی خشت می افتادم ، شش ماهه بودم و پدرم میخواست گردن به گاهواره بیاویزم


یعنی بمیر تا پدرت حتّا با ونگ ونگ تو نپرد از خواب جاکش حساب کرده چرا باید
تاوان چند هفته بغل خوابی یک عمر زحمت پدری باشدمن عمر پای بچه نمی ریزم


ای کاش فصل بی ملخی می بود، در استکان ظهر یخی می بودفوج کلاغ های سمج افلیج
گنجشک و چینه دان کم از این جالیز ، جالیز در مزارع بی پائیز با زن مترسکی بگلاویزم


گلّه هنوز فکر هژبر است و یخ در پیاله سمبل صبر است و هر زنده کشته مرده ی قبر است و
چشمت هنوز تو نخ ابر است وباران نمی زند نزند ؛ ای کاش با این یکی به عشق بیامیزم


که کشته مرده ی بدلیّات است، ضمنن ضمیر این غزلیّات است من شوهر علی البدلش هستم
تا نطفه ای شجاع تر از جدّم، برجسته چون نگین زبرجدم همراه با صفات جلی زاید
آنکه بترسک و مترسک نیست، شاید پدرسگ است، مترسک نیست!

 

دسته بندی ها : کلاسیک ها  
5 | 0
  |   نمایش : 1778   |   نظرات : 8

  • مینا یوسفی در : یکشنبه بیست و ششم آذر 1391 ساعت 10:32 ب ظ گفت
    0 | 0
    جز براوو چیزی نمیتونم بگم
    به امید ازادیشون:flower:
  • مریم باقریان در : یکشنبه بیست و ششم آذر 1391 ساعت 10:33 ب ظ گفت
    0 | 0
    ممنون آقای صفا از گذاشتن این کار گرچه واسه من خیلی سنگین بود:'(

    اگه میشه فایل صوتی این کار رو هم واسه دانلود بزارین تا بهتر متوجه بشم:flower:

    امیدوارم همین روزا  خبر آزادیشون رو از شما بشنویم:):flower:

  • مهدی اکبری"مهداص" در : یکشنبه بیست و ششم آذر 1391 ساعت 10:44 ب ظ گفت
    0 | 0
    به نام نامی عشق.وبه نام نامی خون.به نام نامی لیلا به حرمت مجنون.
    روندگان طریقت ره بلا سپرند عیار مرد به شیدایی است و................عشق وجنون...

    هیچ کس درد های تو را نفهمید و هیچ وقت هم نمی فهمند. هیچ کس جوانمردی تو را ندید و هیچ وقت هم نمی بینند . تو شاعر فردایی چطور می شود توقع داشت اهریمنان امروز تو را آسوده و به حال خود بگذارند؟
    نشستن ات بر سنگفرش سرد در کنار جوانانی شیدا و بی تکبر شعر خوانی ات را پس از همه به چه معنا مکنم ؟ هیچ واژه ای برای افتادگی ات و اندیشه ات که مصداق بارز هنر برای هنر است نمی شناسم . فقط باید سکوت کنم و صبر /صبر کنم و سکوت .اما مگر میشود شاهد جسارت های جماعت توهم زده ی شعر به تو بود و سکوت کرد؟ حال که نیستی هجوت میگویند اما اسوده باش که هستم و ایستاده هستم و همچون صخره ای در برابر نامت به مالیدن پوزه ی بدسگالان به خاک مشغولم .و خوش  می تازم که تاختن در ذات من است اما نه به کینه ی کسی . .روز میلادت برابر است با یلدا ای بلند ترین قله ی شعر . تا تازیانه ی بهرام میراث من است اسوده باش برادر .........................اسوده باش
    • حامد تقی خواه در : دوشنبه بیست و هفتم آذر 1391 ساعت 0:55 ق ظ گفت
      0 | 0
      مهدی مدت محکومیت شون چند ساله؟
      • مدیر پایگاه در : دوشنبه بیست و هفتم آذر 1391 ساعت 4:8 ق ظ گفت
        0 | 0
        درنهایت با فشار هایی که چند ادبیات دان شرافتمند وارد کردند به 8 ماه و پرداخت جریمه پرونده به اجرای احکام رفت.. 
  • افشین محمودی در : یکشنبه بیست و ششم آذر 1391 ساعت 11:12 ب ظ گفت
    0 | 0
    گیرم مردمانی از اینجا دور
    نان از سفره و کلمه از کتاب می دزدند
    با رویاهامان چه می کنند؟
    (نشانی-سید علی صالحی)

  • حسین خلیفه مهرجردی در : دوشنبه بیست و هفتم آذر 1391 ساعت 2:1 ق ظ گفت
    0 | 0
    سلام
    جدا از حس اعتراضی که در شعرتون موج میزد
    این یک شعر فرم گرا همراه بااندیشه بود
    موسیقی درونی شعرتون نشان از فوق العاده بودن شعرتون داشت 
    اما همانطور که مستحضرید بحرهای طویل شعر با توجه به تصاویر سازی زیاد در هر بیت تزاحم تصویری ایجاد میکنه
    وبرای مخاطبان عام کمی گیج کننده است
    زبرجد - جد - جلی زاید از اینگونه کلمات زیاد بودنند وموسیقی درونی شعرتون زیبا تر کرده بودنند در هر بیت
    پایدار باشید وغمهای دلتون ناپایدار :flower:


  • مدیر پایگاه در : دوشنبه بیست و هفتم آذر 1391 ساعت 4:9 ق ظ گفت
    0 | 0
    لینک دانلود فایل صوتی اضافه شد
ورود کاربران
نام کاربری:  
رمز ورود:  
ورود    ثبت نام / بازنشانی رمز ورود
کاربران آنلاین
هرمز